تبلیغات
Hot fiction Hot Fiction

داستان داغ | Hot Fiction

  • بازدید امروز وبلاگ : 
  • بازدید دیروز وبلاگ : 
  • بازدید این ماه وبلاگ : 
  • بازدید ماه قبل وبلاگ : 
  • بازدید کل وبلاگ : 
  • تعداد کل مطالب : 
  • تعداد کل نویسندگان : 




برای دنبال کردن مطالب به سایت زیر مراجعه کنید 




تاریخ : پنجشنبه 22 مهر 1395  |  ساعت : 18:51  |  نویسنده : mahdi - & - zahra  |  نظرات

مردی را به جرم قتل نزد کوروش بزرگ آوردند..

پسران مقتول خواهان اجرای قصاص بودند..

قاتل از کوروش برای انجام مسئولیتی مهم

در قبال برادرش سه روز مهلت تقاضا کرد

شاه پرسید:

چه کسی ضمانت تو را خواهد کرد؟

قاتل به مردم نگاه کرد و اشاره نمود: این فرمانده!



ادامه مطلب

تاریخ : چهارشنبه 7 مهر 1395  |  ساعت : 07:55  |  نویسنده : mahdi - & - zahra  |  نظرات

زن فقیری که خانواده کوچکی داشت، با یک برنامه رادیویی تماس گرفت


و از خدا درخواست کمک کرد.


مرد بی ایمانی که داشت به این برنامه رادیویی گوش می داد، 


تصمیم گرفت سر به سر این زن بگذارد. آدرس او را به دست آورد 



ادامه مطلب

تاریخ : چهارشنبه 7 مهر 1395  |  ساعت : 07:51  |  نویسنده : mahdi - & - zahra  |  نظرات

از یک عاشق شکست خورده پرسیدم:


بزرگ ترین اشتباه؟ گفت عاشق شدن


گفتم بزرگ ترین شکست؟ گفت شکست عشق


گفتم بزرگترین درد؟ گفت از چشم معشوق افتادن


ادامه مطلب

تاریخ : چهارشنبه 7 مهر 1395  |  ساعت : 07:43  |  نویسنده : mahdi - & - zahra  |  نظرات
ای زیباترین…

شادی را به کسانی هدیه میکنم که آن را از من گرفتند

عشقم را بین کسانی تقسیم میکنم که دلم را شکستند

دعایم را نثار کسانی میکنم که نفرینم کردند

محبتم را به کسانی میدهم که بر دلم زخم نهادند


ادامه مطلب

تاریخ : سه شنبه 6 مهر 1395  |  ساعت : 12:25  |  نویسنده : mahdi - & - zahra  |  نظرات